در ايران نيز خدمات اجتماعي مورد توجه بوده است . از زمان نهضت مشروطيت ، سازمان دهي و تدبير در اين زمينه ، به
برنامه هاي خدمات اجتماعي في حد ذاته ، عملي است انساني و خداپسندانه و لذا با نگرشي تو بايد مورد توجه قرار گيرد .
امر خدمات اجتماعي ، يك امر همگاني است كه تمام افراد بشر در انجام و توجه به آن توصيه شده اند .
با توجه به انواع سايل و مشكلات فردي و اجتماعي ، به ويژه در جامعه اي سنظير جامعه ما با ظرايط خاص خود ، مي بايست جنبه تخصصي امر كمك رساني به انسانهاي ديگر مد نظر قرار گيرد و علاوه بر حمايت از سازمانهاي نوين اجتماعي كه بتوانند جلوگيري نيازهاي سمختلف شهروندان باشند ، افرادي با ويژگيها و خصوصيات خاص ، مهارتهاي بيشتري را در ادارة اين قبيل مؤسسات و نيز كمك هاي ويژه به افراد و گروههاي نيازمند جامعه را كسب نمايند .

از نخستين اعصار ، انسانها به دنبال محافظت از خود و وابستگان و تدارك محيطي بهتر و سالمتر براي زيست بوده و نياز امنيت داشته اند . در جامعه بشري فقري ، تهيدستي ، رنج ، نا تواني ، نابرابري و بي نظمي اجتماعي از ابتدا وجود داشته است اما اين مائب و گرفتاريها فقط در شعاعي كه در دسترس و چشم انداز قرار داشت افراد را متأثر مسؤول ميكرد .
اصطلاح « خدمات اجتماعي » از تركيب دو كلمه «خدمات» جمع «خدمت » و «اجتماعي» تشكيل شده است و معادل انگليس آن “Social Services” است . در فرهنگ ها معاني گوناگوني براي «خدمت» ليان شده است از آن جمله : پرستاري و تعهد و تيمار ، براي كسي كار كردن ، چاكري كردن ، كار ، مأموريت ، هديه ، تعظيم ، عريضه ، حضور . در اينجا به معناي «انجام براي كسي» بكار مي رود .
الف- مفهوم ساده و ابتدائي خدمات اجتماعي
نياز به جستجو براي امنيت فردي گروهي همواره وجود داشته است . مردم همواره ميكوشيد اند تا خود و خانواده شان را از پيشامد هاي احتمالي گرسنگي ، بيماريهاي مسري و خطرهاي ديگري كه آنها را تهديد يا احاطه كرده بود ، حفظ كنند . آنها در تدارك ضروريات ادامه حيات بعدي يعني سرپناه و غذا و پوشاك نهايت تلاش خود را انجام دادهاند. اين فرآيند نبردي مستمر بده و امروزه هنوز براي بخش بزرگي از جمعيت جهان به صورت مبارزهاي پايدار باقي مانده است .
روابط اجتماعي در اين دوره ، ساده و محدود بوده و حمايت ها ، علائق و احساسات درون گروهي به خوبي مشهود بود . خانواده به مفهوم گسترده ، جايگاه ويژه اي داشت و بسياري از مسايل و مشكلات د ردرون آن حل مي شد . حمايت و احترام سالمندان يك امر بديهي بود . فرد نسبت به آينده خانوادهاش زياد نگران نبود زيرا يقيت داشت كه در صورت فوت او ، فرزندانش مورد حمايت ديگران قرار خواهند گرفت . اين شبكه حمايتي متقابل به او و اعضاء خانوادهاش ، نوعي تإمين اجتماعي اوليه را هديه مي كرد كه رفع كننده نگراني ها و اضطرابهاي او بود . به جهت سادكي زندگي و وجود روابط چهره به چهره بين اعضا جامعه و محدوديت اين روابط ، فرد ازطريق گروههاي اجتماعي ، به سهولت مورد پذيرش قرار ميگرفت و زمينه هاي رضامندي و احساس آرامش و امنيت در او پديدار ميشد . محدوديت توقعات متقابل اعضاء جامعه از همديگر و همچنين رضا و تسليم در مقابل شرايط نا مساعد زندگي ، آرامش دورني او را قوت مي بخشيد . علاوه بر نهاد خانواده افراد نيكو كار از طريق نهادهاي مذهبي نظير ، آتشكده ها ، معابد ، كليسا و بالاخر سجد به اشكال مختلف و به صورت داوطلبانه و پراكنده ، ابعادي از خدمات اجتماعي را ارايه و حمايت از محرومان و مستمندان و نگهدارياز ايتام و در راه ماندگان و نظاير آن را عهده دار بوده اند . چنانچه مشاهده مي شود ، در جوامع سنتي ، خدمات اجتماعي ، جنبه هگاني و سازمان يافته نداشت و افراد جامعه در تبيعت از سرشت نساني خود ، عامل به خدمات اجتماعي داوطلبانه بودند و به جهت سادگي مناسبات و محدوديت نيازها و بسياري از علل فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي ديگر ، ضرورتي براي تدبير سازمان يافته در اين خصوص احساس نمي شد .
ب- مفهوم جديد خدمات اجتماعي
با ورود ماشين به زندگي بشر ، بسياري از اصطلاحات قديمي ، مفاهيم ابتدائي خود را از دست دادند و همگام با دگرگوني در شيوه هاي زندگي اجتماعي ، متحول شدند و مفهوم جديدي پيدا كردند . «خدمات اجتماعي » نيز از اين قاعده مستثني نبوده ¸به عنوان يك «ترم» نوين جايگاه ويژه اي را در سياستگذاريهاي اجتماعي ، اقتصادي ، فرهنگي به خود اختصاص داد .
در مكتب انسان ساز اسلام رسول اكرم و ائمه بزرگوار مدافع مظلومان و مستضعفين بوده اند . مولاي متقيان علي عليه السلام در اين خصوص سر آمد نيكوكاران ميباشد .
در زمان سحيات رسول الله و ايام خلافت علي السلام فقراء از بيت المال مستمري مي گرفتند .
نشكيل جوامع شهري و ايجاد اجتماعات بزرگ ، زمينه اي در جهت بوجود آمدن شرايطي بود كه به «دولتي شدن » و « نهادي شدن » برنامه هاي خدمات اجتماعي انجاميد .
در سالهاي بهد از انقلاب صنعتي ، تنها فقر و محروميتنبود كه توازن را از ميان ميبرد و تنش هاي اجتماعي را به وجود مي آورد ، علت ديگر ، كوتاه شدن دسته ها از رشته هاي توليد كار بود كه اختراعات و صنايع جديد پيش مي آورد . ابزارهاي كوچك سابق ، هر دسته افرادي را مستقل و متكي به تلاش و عمل خود مي ساخت و در نتيجه هركسي احساس شخصيت و استقلال مي نمود .
انقلاب صنعتي و ظهور كارگاه ها و كارخانجات بزرگ و سوء سياستهاي صاحبان صنعت تكنولوژي اين استقلال را گرفت و همين ، خود زينه ساز بسيارياز مسائل اجتماعي ، رواني – عاطفي ، اقتصادي و حتي سياسي شد .
توجه به زمينه هاي مختلف خدمات اجتماعي بصورت قوانين ، مصوبات ، برنامه ها و سياستهاي اجرائي به وسيلة دولتها اجتناب ناپذير و حتي بسيار ضروري و لازم بود . «ويليام بوريچ» اقتصاد دان انگليس را بعهده داشت طرحي متكي بر سه اصل (بهداشت عمومي ، اشتغال كامل ، پرداخت كمك هزينه به اولياء كودكان) را ارائه كرد . او متعقد بود كه از راه استقرار تعاون ملي و بيمه هاي اجتماعي ، عدالت اجتماعي تأمين خواهد شد . بر اساس مصوبهاي در بيست و ششمين اجلاسيه عمومي سازمان بين المللي كار درسال 1944 در فيلادلفيا ، تحولي در زمينه خدمات اجتماعي بوجود آمد كه برخي از موارد آن چنين است :
فقر براي رفاه عمومي خطراناك است .
حمايت ازمادران و كودكان
تأمين غذا و مسكن و وسائل تفريحي و تربيتي براي همه
معاضدت و مساعدت در راه ايجاد اشتغال كامل و ارتقاء سطح زندگي
منشور سازمان ملل متحد در سال 1945 ميلادي زمينه ساز تحولاتي در رابطه با خدمات اجتماعي اعلامه حقوق بشر در سال 1947 بيانگر نگاتي از جمله موراد ذيل .
هر فردي حق دارد از سطح زندگي كافي براي حفظ سلامت شخصي و خانوادگي از نظر خوارك ، مسكن ، درمان و … برخوردار شود .
هركس هنگام بي كاري،بيماري، از كار افتادگي ، پيري، بيوه گي و نظاير آن حق تأمين شدن را دارد .
زنان باردار و كودكان ، حق دريافت كمك و معاونت ويژه را دارند .
همه در برابر قانون مساويند و حق دارند تبعيض از حمايت قانون برخوردار شوند . به موجب قطعنامه 11 دسامير 1946 مجمع عمومي سازمان ملل متحد ، براي رهائي كودكان چهارده كشور اروپايي و چين از چنگال فقر ، بيماري ، گرسنگي و بي سرپرستي س، مؤسسه اي بنام [صندوق بين الملليكمك فوري به كودكان ملل متحد » با نام مخفف «يونيسف » تشكيل داد .
بر اساس قطعنامه شماره 1386 مورخ 29 نوامبر 1959 سازمان ملل ، نيازندمنديهاي اساسي كودكان شامل هفت مرد ( نياز كودك با نام مليت ، محبت و حمايت مادر ، تندرستي و سلامت قبل و بعد از تولد ، غذا و مسكن مناسب ، آموزش و پرورش ، بازي و تفريح ، حمايت اجتماعي ) بود .
بطور كلي «خدمات اجتماعي» در جهان امروز داراي دو مفهوم «عام» و «خاص» است . مفهوم «عام» خدمات اجتماعي ، گاهي به جاي مفاهيم «خدمات عمومي » و يا « امور اجتماعي » به كار مي رود . «خدمات اجتماعي » به مفهوم «عام» در قانون اساسي كشورهاي مختلف جايگاه خاصي دارد چنانچه در قانون اساسي ايران نيز فصل مستقلي را تحت عنوان «حقوق ملت» به خود اختصاص داده است.
بنابراين «خدمات اجتماعي» به مفهوم «عام» آن عبارت است از : ارائه هرگونه خدمت مادي و معنوي به اقشار مختلف جامعه در جهت تأمين نيازهاي مشترك و عمومي آنها .
تعريفي كه در زير مي آيد از طرف گروه متخصصين سازمان برنامه هاي ملي خدمات اجتماعي سوابسته سبه اتحاديه بين المللي بيمه اجتماعي در سال 1959 پيشنهاد شده است .
«تشكيلاتي است به منظور ايجاد سازگاري متقابل فرد و محيط اجتماعي او حصول به اين هدف با اتخاذ تدابير و روشهائي ميسر است كه به فرد ، گروه امكان مي دهد احتياجات خود را مرتفع نموده و مسائلي كه سازگاري آنها با اجتماع در حال تحول مطرح مي سازد حل نمايد و از طريق تعاون شرايط اقتصادي و اجتماعي را بهترنمايد . »
جسماني ، رواني ، شخصيتي ، اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و سياسي ، علاوه بر نيازهاي مشترك با همه مردم ، نيازهاي ويژهاي دارند كه ممكن است اين نيازمندي كوتاه مدت ، ميان و يا دائمي باشد . در رابطه با گروههاي خاص اجتماعي مي توان اقشار زير نام برد :
ايتام و خانواده هاي بي سرپست ، سالمندان تنها
خانواده هاي مستمند و كمك درآمد
معلولين اجتماعي ( زنان ويژه ، معتادين ، بزهكاري ، ممتكديان ، افراد نا سازگار و … )
در راه ماندگان و ورشكستگان .
پناهندگان و آوارگان
مصيب زدگان و آسيب از حوادث و سوانح
مشخصات خدمات اجتماعي
از ويژگيهاي خدمات اجتماعي دولتي – عمومي بودن آن است كه ساكنين شهرها و روستاها را در بر مي گيرد .
ويژگيهاي ديگر خدمات اجتماعي همه جانبه بودن آنست . خدمت اجتماعي كليه نيازمنديهاي بشري را مورد توجه قرارداده و براي تأمين رفاه همگاني اقدام مي كند .
ويژگي ديگر خدمات اجتماعي تداوم داشتن آن است . تا موقعكيه رفع نياز نشده باشد قطع نمي گردد .
توجه عمومي به خدمات اجتماعي
پساز جنگ جهاني دوم بسيارياز كشورهائيكه از نظر اقتصادي توسعه يافته بودند سعي كردند قوانين اجتماعي سجديد با توجه به كلمه جزئيات امر وضع نمايند اين امر موجب رفرم اساسي شده و اكنون سهر كدام از اين كشور ها داراي مجموعه قوانين اجتماعي مي باشند . اين دسته ازكشور ها سعي كردند دامنه شمول خدمات حمايتي – اجتماعي را وسعت داده و به ميزان سرمايه گذاري براي تأمين رفاه اجتماعي بيافزايند و روش كار را بهبود بخشند . ساين كشورها براي توسعه دادن به جوزه عمل خدمات اجتماعي از سه راه كوشيده اند:
الف- سازمانهايي كه سابقا براي شهرنشينان بوجود آمد براي روستاييان نيز ايجاد گرديد.
ب- خدمات اجتماعي در اختيار افرادي كه از خدمات متعلق به كارگاههاي صنعتي و موسسات تجاربي استفاده نمي كرده اند گذارده شده است.
ج – سابقا افرادي كه نيازمند بوده و در آمد كافي نداشتند مي توانستند از اينگونه خدمات استفاده كنند ولي حالا اين گونه خدمات در دسترس گروههايي كه درآمد بالاتري دارند نيز گذارده شده است.
منشا خدمات اجتماعي
اصولا هر عمل و حركتي كه از انسان سر مي زند مي بايست انگيزه و هدفي را در پي داشته باشد و هيچ يك از اعمال و رفتار انساني را نمي توان سراغ داشت كه خالي از انگيزه و هدف باشد . شدت و ضعف اين انگيزه ها و اهداف است كه در جزم كردن عزم و اراده اومؤثر مي افتد و او را در رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده ياري مي رساند . مقوله خدمات اجتماعي ، نيكي و نيكوكاري ، انفاق و احسان ، تعاون و همياري نيز از اين قاعده مستثناء نيست .
شناخت انسان بعنوان محور و اساس خدمات اجتماعي
غرض ارايه مباحث انسان شناسي نيست بلكه با توجه به انسان بعنوان مبنا و زير بناي خدمات اجتماعي ، به اختصار به نكاتي چند در اين مورد اشاره ميشود. مراحل و يا مراتبي در شناخت انسان مطرح مي شود به اختصار عبارتست از :
شناخت خلقت انسان حضرت
شناخت روح انسان
شناخت منزلت و مقام انسان : مواردي كه در بيان مقام و شأن انسان مطرح ميشود به بيان كلي عبارتست از :
خداوند بشر را خليفه خود معرفي مي كند ( براي مثال آيه 30 سورة بقره)
خداوند او را امين خود قرار داد (براي مثال آية 72 سورة احزاب )
خداوند به فرشتگان خود امر فرمود تا او را (انسان) سجده كنند (برايمثال آية34 سوره بقرة)
طبيعت ، كائنات و تمام مودات زمين را به خاطر بشر خلق كرد (براي مثال آية 29 سورة بقرة)
او را نسبت به همة مخلوقات خود برتري داد ( براي مثال آية 70 سورة بني اسرائيل )
حقايق را براي او روشن ساخت ( براي مثال آية 31 سورة بقره )
به او ظرفيت علمي داد ( براي مال آيات 4و5 سورة علق )
او را هدايت كرد ( براي مثال آية 3 سورة انسان )
او را در بهترين شرايط عالي ترين زمان خلق كرد ( براي مثال آية 3 سورة التين )
شناخت صد ارزشها در انسان
شناخت اختيار و اراده انسان
شناخت مسؤليت انسان
فطرت انسان بعنوان سرچشمة خدمات اجتماعي
انسان علاوه بر امتيازات جسماني و بدني كه نسبت به حيوانات دارد ويژگيهاي ديگري را نيز دارا مي باشد كه او در زندگي بر موجودات ديگر برتري مي بخشد . از قبيل : ستكم ، تعقل ، تفكر ، اميال ، جاذبه هاي معنوي (فطرت) و بالاخره اراده و اختيار .در مقابل محدوديتهاي براي انسان وجود دارد از جمله وراثت محيط طبيعي و جغرافيائي ، اجتماعي ، عوامل تاريخي و … .
فطرت در دو بعد شناخت (ادراكات ) و نيارها تحلي پيدا مي كند . مهمترين بعد شناختي آن خداشناسي است . محرك انسان در زندگي فردي و اجتماعي ، تنها حوايج مادي نيست بلكه سرچشمه بسياري از اعمال و رفتار وي ، علل و عوامل ما فوق طبيعيت است . بقولي ديگر انسان داراينوعي و جدان اخلاقي ملهم از فطرت خدادادي است كه نيكي و بدي را درك مي كند . عمل ميك رستگار و با عمل بد ، زيان كار مي شود . بطور كلي كلي هر اقدام و عملي كه مطابق و موافق با فطرت انسان باشد باعث رضايت و خشنودي او مي گردد وب ر عكس .
آنچه مهم است اينكه فطرت الهي انسان تا چه حئ از عوامل تربيتي و اجتماعي ، اثر سوء يا تإثير مثبت گرفته است . بديهي است كه هر اندازه اثر منفي بيشتر باشد باشد به همان نسبت انسان صاحب چنين فطرتي از مسائل و مشكلات همنوعان خود كمتر برانگيخته مي شود لذا عوامل تربيتي و اجتماعي مي بايست در جهت شكوفا ساختن اين زمينه بالقوه وارد عمل مي شوند و آنرا حد اعلاي فعليتبرسانند . اينجاست كه ابناء بشر با الهام از فطرت خدادي خود خدمت بشريت قرار مي گيرند و در حل مشكلات آنها برانگيخته مي شوند سو تلاش در جهت خدمت به انسانها را به راحتي و آسايش خود ترجيح مي دهند .
خدمات اجتماعي در ايران
پايه و آئين زرتشت بر نيكوكاري و شعار پندارنيك – گفتارنيك – كردار نيك نهاده شده است . در اوستا نيكي ونيكوكاري گمجينة خوشبختي و جاودانگي است . اسلام نيز از نظر تأسيسات اجتماعي و امر به نيكي يكي از غني ترين اديان است و بطوري كه ار نصوص قرآ» و احكام فقه اسلامي استنباط مي شود اين امور فقط خيريه و احسان و كمك نداشته است . يلكه بسياري از احكام در شمار وظايف ديني و اجتماعي و انجام آن بر مسلمانان فرض فرض است ز قبيل زكات ، خمس ، هبه ، فطريه ، نذر ، قرض الحسنه ، صدقه و وقف . آيه اي در سوره «انفاق» نيكوكاري را چنين توصيف مي كند : نيكوكاري بدان نيست كه روي به جانب مشرق و يا مغرب كنيد- چه اين چيز بياثري است – نيكوكار كسي است كه از دارايي خود در راه دوستي خدا به خويشان يتيمان و فقيران و رهگذران تهيدست بدل كند .
همزمان با پيدايش صنعت ، در ايران نيز مثل ساير كشورها تشكيلات خدمات اجتماعي دولتي بوجود آمد .
سرآغاز خدمات اجتماعي به مفهوم خاص آن را در ايران ، مي توان در زمان قاجاريه مورد بررسي قرار داد .
معمولاٌ اميركبير را باني ايجاد بعضي خدمات اجتماعي مي دانند . تأسيس اولين بيمارستان بيست ستختوابي نظامي ، ايجاد مدرسه دارالفنون با همت و دريت اميركبير در اويل سال 1266 هجري ، تأسيس چاپاخانه ، سچراق برق ، تلگراف و تلفن و … در زمان ناصرالدين شاه مطرح شد كه در نهايت با ارايه طرحي توسط نمايندگان تجار تهران به مجلس اول شوراي لي به نتيجة عملي رسيد .
در سال 1287 اولين قانون بلدي كشور به تصويب رسيد كه موجب آن نگهداري از اطفال سر راهي به عهدة شهرداري ها گذشته شد و بر اساس آن به تدريج سازمان تربيتي سابق شهر تهران (وابسته به شهر داري تهران) شكل گرفت .
علاوه بر اين ، مؤسسات خدماتي دولتي متعددي تشكيل گرديد و به تدريج با رشد صنعت تعداد آنها افزايش يافت .
مهمترين اين مؤسسات عبارت بودند از :
جمعيت شير و خورشيد سرخ ايران كه در سال 1301 تشكيل گرديد .
انجمن حمايت ساز زندانيان كه در سال 1318 تشكيل گرديد .
بنگاه حمايت از مادران و نوزادان كه در سال 1319 تشكيل گرديد .
جمعيت مبارزه با سل كه در سال 1323 تشكيل گرديد .
سازمان شاهناشاهي خدمات اجتماعي كه در سال 1326 تشكيل گرديد .
بنياد پپهلوي كه در سال 1330 تشكيل گرديد .
انجمن ملي حمايت كودكان كه در سال 1331 تشكيل گرديد .
آموزشگاه عالي خدمات اجتماعي در سال 1337 تشكيل گرديد .
جمعيت حمايت جذاميان كه در سال 1339 تشكيل گرديد .
آموزشگاه نا بينان كه در سال 1340 تشكيل گرديد .
براي نخستين بار در برنامة عمراني چهارم كه از سال 1347 آغاز شد ، فصل مستقلي براي ادامات مربوطبه رفاه اجتماعي در نظر گرفته شد كه زمينة تأسيس كانون پرورش فكري كودك ، خدمات مدد كاري و مشاوره در مدارس، جلب مساعدتهاي خانواده ها براي قبول كودكان بي سرپرست ، سازمان ملي پيش آهنگي ايران اردوهاي جوانان شركتهاي تعاوني گسترش بيمه هاي اجتماعي كارگران توسعه سپاه دانش سپاه بهداشت سپاه ترويج و آباداني ايجتد آموزشگاه نوتواني و كارگاه تهيه اعضا مصنوعي ايجاد آموزشگاه نابينايان ايجاد آموزشگاه كرو لالها و بتالخره اردوهاي كار و تاسيس دارالتاديب براي نوجوانان بزهكار را فراهم مي ساخت.
در برنامه عمراني پنجم بر اساس اهداف پيش بيني شده وزارت رفاه اجتماعي به عنوان محور اصلي خدمات اجتماعي تاسيس شد كه بيش از دو سال دوام نياورد و در سال 1355 در وزارت بهداري ادغام گرديد.
بعد از پيروزي انقلاب اولين تحول در مورد برنامه هاي خدمات اجتماعي در سال 1358 تحقق يافت كه بر اساس مصوبه مجلس شوراي اسلامي كليه سازمانهاي رفاهي – اجتماعي در وزرات بهداري و بهزيستي ( معاونت بهزيستي) ادغام شدند در سال 1359 لايحه قانوني تشكيل سازمان بهزيستي كشور به تصويب شوراي انقلاب رسيد.
در اواخر 1359 خانه هاي بهزيستي روستايي شكل گرفت . كمينه امداد بنياد شهيد بنياد پانزده خرداد و بنياد مهاجرين جنگ يكي بعد از ديگري و با توجه به ضرورتها و نيازهاي بعد از انقلاب شكل گرفتند و طرح شهيد رجايي در جهت حمايت از سالمندان بي بضاعت روستايي ابتدا به وسيله سازمان بهزيستي و سپس توسط كمينه امداد به اجرا در آمد.
برچسب:
نویسنده: هستی صمیمی